ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
862
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
مملكت خراسان پاى عزيمت نگشايند ؛ دويم آنكه ، قراول در اطراف دشت نهاده ، طوايف ساروق و تكه و غيره را از تاخت و تاز ممانعت نمايند ؛ سيم آنكه ، احيانا هرگاه طايفهاى از طوايف على الغفله بتاخت آيند ، يا كارگزاران خراسان را اعلام دارند ، يا آنكه اگر اسير و مالى برده باشند ، خود استرداد نموده به صاحبان برسانند ؛ چهارم آنكه ، تجّار خراسان را از آن طرف تا رود جيحون و از اين طرف تا آقدربند صحيحا سالما [ 477 ] برسانند و هرگاه مالى از ايشان در ولايت سرخس به تاخت رود ، از خود تاوان دهند ؛ پنجم آنكه ، تجّار اسيرفروش را در ولايت خود راه ندهند و اسير شيعه را نيز نخرند ؛ ششم ، هر وقت سوار امدادى به جهت خدمت اطراف ضرور شود ، به قدر كفايت تدارك ديده روانه سازند و همه ساله پيشكشى از اسب و غيره داده همواره به اظهار خدمت و صداقت پردازند . بالجمله ، فوايد بسيار درين قرار و مدار است ، كه حقيقت آن بر ارباب فراست از اهل دولت و شوكت آشكار [ است ] . ذكر أجوبهء ترّهات مانند كامران ميرزا و گفتگوى يورش هرات و احضار حضرت وليعهد جلادت آيات به دربار معدلت سمات در وقايع سنهء ماضيه نگارش يافت كه ، معتمدى از يار محمد خان افغان ، برحسب امر وليعهد دوران مأمور به ولايت هرات شد . در اين اوقات ، مشاراليه برگشت و مراتب أجوبهء ترّهات مانند كامران ميرزاى والى هرات از پيشگاه ضمير منير و الا چنين گذشت كه : تكاليف آن سركار برگردن اين ارادت شعار بغايت شاق است و كشيدن چنين بارى مالايطاق . اولا آنكه ، حضرت وليعهد دوران مثل ساير برادران با ما سلوك فرمايند و هرگاه توقّع ايشان زياده است ، مبلغ پانزده هزار تومان نقد به صيغهء پارنج از ما گرفته ابواب ملاطفت بگشايند . ثانيا ، اگر به اين خدمات متقاعد نمىشوند ، در راه تقدير ايستادهايم و جنگ و صلح هر دو را آماده [ ايم ] .